شمس الدين محمد بن محمود آملي
335
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ندانست كه آن ياقوتست . و بعضى گويند كه ياقوت سرخ از ديگر يواقيت به وزن گرانتر باشد و آن نچنانست بلكه ياقوت كحلى از همه به وزن گرانتر بود و ياقوت از ديگر جواهر گرانتر و كاه باشد كه در ميان ياقوت سرخ جاى خالى باشد و هوا يا خاك در آن ميان بود . و ازين سبب بالماس ياقوت را سوراخها كنند كه چون به آتش برند پاره نشود چه آزمايش او به آتش كنند و ياقوت سفيد برنك بلور بود و فرق ميان او و بلور به وزن توان كرد كه ياقوت سنگينتر بود يا بسوهان چه ياقوت سخت بود و بلور نرم و قيمت ياقوت بحسب رنك و خريدار بگردد . ابو ريحان گفته است كه نيم مثقال ياقوت سرخ پاك و صافى كه سوراخ و عيب نداشته باشد و ممسوح و طولانى بود هزار دينار ارزد ياقوت در آتش متغير نگردد الا آنكه سفيد نمايد . اما چون از آتش بيرون آرند به زودى با رنك خود آيد و اگر خواهند ياقوت را بشكنند و از براى دارو نرم كنند در آتش برند و گرم در آب افكنند چند نوبت چنين كنند بهاون نرم شود . و همهء سنگها را بسايد و جز الماس او را نسايد و سوراخ او بالماس كنند . و از خواص ياقوت آنست كه گويند اگر كسى آن را با خود دارد از طاعون ايمن باشد . و اگر در دهان نهند قوت دل دهد و غم و اندوه ببرد و تشنگى بنشاند و در دهن چون زمانى بماند سرد شود . بخلاف ديگر جواهر نيز هر كه او را با خود دارد در چشم مردم با شكوه باشد و در معجونها قوت بسيار دهد و خون صافى كند تا حديكه گويند اگر بر مرده نهند خون او دير فسرده گردد . لعل - و آن را ببدخشان نه از اين جهت خوانند كه از آنجا خيزد بلكه